معنی فرائین
7 بازدید
[ فَ ] (اِخ) نام یکی از اعیان ایران که با قباد فیروز معاصر بود. (ولف): گوا کرد زرمهر و خرداد را فرائین و بندوی و بهزاد را.فردوسی.[ فَ ] (اِخ) یکی از پادشاهان ایران قدیم که او را گراز نیز گفتندی. (ولف): فرائین چو تاج کیان برنهاد همی گفت چیزی که آمَدْش یاد.فردوسی. در مأخذ دیگری نام وی دیده نشد.
کلمات همقافیه با «فرائین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر