معنی فرائیم
7 بازدید
[ فَ ] (اِخ) فرزند یوسف بن یعقوب. (یادداشت بخط مؤلف): به جایش فرائیم فرخ نشست به عدل و سخا پیش بگشاد دست. شمسی (یوسف و زلیخا). در مأخذ دیگری دیده نشد. شاید اصل کلمه مصحف «ابراهیم» باشد.
کلمات همقافیه با «فرائیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر