معنی واژه فدوم
6 بازدید
[ فَ دْ دو ] (ع اِ) فدام. فَدّام. صافی سر کوزه. (اقرب الموارد). || کهنه ای که عجمان و مجوس هنگام آب خوردن بر دهان بندند. (اقرب الموارد). دهان بند عجمیان. (آنندراج). فدام. فَدّام، و آن چیزی است که مجوس گاه آشامیدن بر دهان بندند. (یادداشت بخط مؤلف).