معنی فدرال
6 بازدید
[ فِ دِ ] (فرانسوی، ص) مؤتلف. (وبستر). هم عهد. متحد. (حییم). || حکومتی که از چند بخش کشوری تشکیل گردد و این قسمتها از یک دولت مرکزی متابعت کنند. || پیمانی. (حییم). || اتحادی. (حییم).
کلمات همقافیه با «فدرال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر