معنی فخة
4 بازدید
[ فَ خْ خَ ] (ع اِمص) فروهشتگی هر دو پای. (منتهی الارب). || (اِ) خواب که بعدِ جماع آید. (منتهی الارب). قیل هی النومة بعد الجماع. (تاج العروس). خوابی که در آن خرخر کنند. (از اقرب الموارد). || زن چرکین. || زن سطبر. || خواب بر پشت. || خواب بامدادی. || کمان نرم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فخة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خة» برای سرودن شعر