معنی فخاری
7 بازدید
[ فَ خْ خا ری ی ] (ع ص) داشگر. (دستوراللغه). و این غیر از خزاف است که سفالینه فروش باشد. (یادداشت بخط مؤلف). بائع الفخار. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فخاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر