معنی فجر کاذب
6 بازدید
[ فَ رِ ذِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) بام بالا. ذنب السرحان. صبح نخستین. دم گرگ. (یادداشت بخط مؤلف). رجوع به ذیل فجر شود.
کلمات همقافیه با «فجر کاذب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذب» برای سرودن شعر