معنی فجرة
6 بازدید
[ فَ جَ رَ ] (ع ص، اِ) جِ فاجر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به فاجر شود.[ فُ رَ ] (ع اِ) جای آب زهیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، فُجَر. (اقرب الموارد). - فجرةالوادی؛ جای وسیعی که آب بسوی آن زهَد. (اقرب الموارد).[ فَ رَ ] (ع مص) برانگیخته گردیدن بر گناه و زنا کردن. (منتهی الارب). رجوع به فجر شود. || رو گردانیدن از حق. (منتهی الارب). رجوع به فجر شود. || (اِ) جای فراخ. - فجرةالوادی؛ جای فراخ رودبار که آب روان گردد بسوی آن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «فجرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر