معنی فتریدن
8 بازدید
[ فَ تَ دَ ] (مص) دریدن و شکافتن. (برهان) (آنندراج). || کندن. (برهان). رجوع به فتردن و فتاریدن و فتالیدن شود.
کلمات همقافیه با «فتریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر