معنی فایز
6 بازدید
[ یِ ] (ع ص) فائز. رستگار. غالب و چیره. (یادداشت بخط مؤلف). فائز. رجوع به فائز شود.
کلمات همقافیه با «فایز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر