معنی فایده

معنی فایده

9 بازدید
[ یِ دَ / دِ ] (از ع، اِ) فائدة. سود. بهره. نتیجه : این قصه هرچند دراز است در او فایده هاست. (تاریخ بیهقی). گرچه موش از آسیا بسیار دارد فایده بیگمان روزی فروکوبد سرش خوش آسیا. ناصرخسرو. امید بسته برآمد ولی چه فایده، زآنک امید نیست که عمر گذشته بازآید.سعدی. قصه به هرکه میبرم فایده ای نمیدهد مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی. سعدی. رجوع به فائده شود. - بافایده؛ فایده مند. - بی فایده؛ : فریاد بی فایده برداشتند. (گلستان). - پرفایده : پرفایده و نعمت چون ابر به نوروز کز کوه فرودآید چون مشک مقطر. ناصرخسرو. - فایده داشتن : مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن سخن چه فایده دارد که پند می ننیوشم. سعدی. - فایده کردن : ثنا و «طالَ بقا» هیچ فایده نکند که در مواجهه گویند راکب و راجل.سعدی. رجوع به فائده شود.

کلمات هم‌قافیه با «فایده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید