معنی فاکهة
5 بازدید
[ کِ هَ ] (ع اِ) میوه، هرچه باشد، جز خرما و انگور و انار. (از منتهی الارب). || درخت خرمای عجیب. (از اقرب الموارد). خرمابن بشگفت آورنده. (منتهی الارب). || نوعی شیرینی. (اقرب الموارد). حلوایی است. (منتهی الارب). || آنچه با خوردن آن خوشی حاصل آید. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || فاکهةالشتاء؛ آتش. (اقرب الموارد). ج، فواکه. || (ص) خوش طبع و پاک نفس و بسیارخنده و خنده زنان سخنگوی با یاران.
کلمات همقافیه با «فاکهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر