معنی فاسج
5 بازدید
[ سِ ] (ع ص) ماده شتر جوان تیزرو. (اقرب الموارد). فاثج. رجوع به فاثج شود. || ناقه ای که گشن پیش از ایام گشنی بر وی برجهد. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «فاسج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سج» برای سرودن شعر