معنی فارهة
11 بازدید
[ رِ هَ ] (ع ص) دختر ملیحه. (منتهی الارب). دختر زیبای بانمک. دختر جوان. || پرخور. (از اقرب الموارد). || کنیزک سرودگوی. (منتهی الارب). ج، فَوارِهْ، فُرُه، و صورت اخیر نادر است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فارهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر