معنی فارنوکس
6 بازدید
[ کِ ] (اِخ) یکی از سرداران اسکندر. رجوع به احوال و اشعار رودکی سعید نفیسی ص ۱۴۶ شود.
کلمات همقافیه با «فارنوکس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کس» برای سرودن شعر