معنی فاخیز
6 بازدید
(اِمص مرکب) واخیز. - فاخیز آمدن؛ جنبیدن و واخیزیدن. (ناظم الاطباء). - || افتان و خیزان مانند مستان و کودکان حرکت کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «فاخیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر