معنی فاخیده
5 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف) واخیده. (ناظم الاطباء). برکنده. || حلاجی شده. || گردآورده. رجوع به فاخیدن شود.
کلمات همقافیه با «فاخیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر