معنی فاترشین
6 بازدید
[ تَ ] (معرب، اِ) فاترسین. (ناظم الاطباء). خردل. اسپند. فاشرسین.
کلمات همقافیه با «فاترشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر