معنی غیوث
5 بازدید
[ غُ ] (ع اِ) جِ غَیث. (اقرب الموارد) (تفلیسی) (المنجد). بارانها. (آنندراج): فلسفیی گفت چون دانی حدوث حادثی ابر چه داند غیوث. مولوی (مثنوی). رجوع به غَیث شود.[ غُ ] (اِخ) بطنی است از صبیحیین. رجوع به صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۲۳ شود.
کلمات همقافیه با «غیوث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وث» برای سرودن شعر