معنی غیمانی
6 بازدید
[ غَ ] (ص نسبی) منسوب به غیمان که حِمْیَر بود و به غیمانیان، آل ذی غیمان نیز میگفتند. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲). رجوع به غیمان (ذو...) شود.[ غَ ] (اِخ) محمدبن احمدبن سلیمان غیمانی. قاضی صنعاء بود. همدانی در «الاکلیل» از او روایت کرده است. (از تاج العروس).
کلمات همقافیه با «غیمانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر