معنی غیلم

معنی غیلم

6 بازدید
[ غَ لَ ] (ع اِ) منبع آب در چاهها. (از اقرب الموارد). بیرون آمدن جای آب در چاه. (منتهی الارب) (آنندراج). || (ص) دختر نیکوروی بشهوت رسیده. (منتهی الارب) (آنندراج). کنیزک نیکو. (مهذب الاسماء). || جوان پهناتارک سر بسیارموی. (منتهی الارب) (آنندراج). جوانی که فرق سر او پهن پرمو باشد. غیلمی. || (اِ) قورباغه. ضفدع. (از اقرب الموارد). غوک. (ناظم الاطباء). || کشف نر. ج، غَیالم. (مهذب الاسماء). سنگ پشت نر. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || ما بالدار غیلم؛ یعنی کسی در خانه نیست. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || اما بمعنی شط و مِدری ََ، فَیلَم به فاء است و تصحیف کرده اند. (از منتهی الارب).
[ غَ لَ ] (اِخ) جایی است. (منتهی الارب). جایگاهی است. عنتره گوید: کیف المزار و قد تربع اهلها بعنیزتین و اهلنا بالغیلم؟(از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «غیلم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید