معنی غیدقان
7 بازدید
[ غَ دَ ] (ع ص) جوان نازک نیکوهیکل نیکخوی. جوانی نیکو و ناعم. (منتهی الارب) (آنندراج). غَیدَق. غَیداق. رجوع به غیدق و غیداق شود.
کلمات همقافیه با «غیدقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر