معنی غیدق
6 بازدید
[ غَ دَ ] (ع ص) مرد جوان نازک. (مهذب الاسماء). شابٌّ غیدق؛ جوان نازک و نیکو. (از منتهی الارب). جوان نازک اندام نیکوپیکر. (ناظم الاطباء). جوان نرم و باریک و خوش اندام. غَیداق. غَیدَقان. (از اقرب الموارد). رجوع به غَیداق شود.
کلمات همقافیه با «غیدق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دق» برای سرودن شعر