معنی غیاری
8 بازدید
[ غَ را ] (ع ص، اِ) جِ غَیری ََ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به غَیری ََ شود. || جِ غَیران. (منتهی الارب) (قطر المحیط) (تاج العروس). رجوع به غَیران شود.[ غُ را ] (ع ص، اِ) جِ غَیران. (منتهی الارب) (قطر المحیط) (تاج العروس). و نظیر این جمع (که مفرد آن مفتوح باشد و جمع آن مضموم) جز سُکاری ََ و عُجالی ََ نیامده است. (از تاج العروس). رجوع به غَیران شود.
کلمات همقافیه با «غیاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر