معنی غیاث نقشبند

معنی غیاث نقشبند

6 بازدید
[ ثِ نَ بَ ] (اِخ) (خواجه...) بافنده و نقشبند و از ولایات یزد بود. وی در اصفهان اقامت داشت و در عصر شاه عباس ماضی میزیست. مشهور است که زربفت مشجری برای شاه عباس تهیه کرده، در حاشیهٔ آن این رباعی را که اثر طبع خود بود نقش کرده بود: ای شاه سپهرقدر خورشیدلقا خواهم ز بقا به قد عمر تو قبا این تحفه بنزد چون تویی عیب من است خواهم که بپوشی ز کرم عیب مرا. (از تذکرهٔ نصرآبادی صص ۴۹ -۵۰). صاحب تذکرهٔ نتایج الافکار وی را غیاث زرباف نامیده و مرگ او را به سال ۱۱۰۰ هـ . ق. نوشته است. (نتایج الافکار ص ۵۱۱). صادقی کتابدار در مجمع الخواص (ص ۱۸۷) چنین آرد: خواجه غیاث نقشبند از اهل شیراز و از اولاد شیخ سعدی است. در فن نقشبندی و شعربافی مهارت دارد، و در چابکی و نیرومندی بی نظیر است. همه گونه شعر میگوید و بدیهه گوست. این اشعار از اوست: من که در یزد رشک اقرانم از هنر برگزیده یزدانم هنری نیست چون سخندانی هم هنرمند و هم سخندانم گرچه در فن نکته پردازی زیب ایران و رشک تورانم هیچ از آن دم نمیزنم که از آن خار در دیدهٔ حریفانم الحق انصاف ده ز بیخردی کز جفایش به لب رسد جانم چه کنم غیر از این که در عوضش به نکوهش لبی بجنبانم به جوینی و سعتر و سرکه فارغ از خضر و آب حیوانم خویش و بیگانه میبرد قسمت درخور خود ز خوان احسانم نکشیده ست رو بهم هرگز به رخ غیر سفرهٔ نانم صد دل از قید کرده ام آزاد گرچه خود در میان زندانم روز در بند نقش پردازی شب حریف نماز و قرآنم در صف سروران شهر غیاث شیر غران و تیغ برانم لیک در معرض تهی قدمان مور بیجان نه مار پیچانم همه دانی که از کجا دارم از غلامان شاه مردانم. در تذکرهٔ نصرآبادی هم اشعار زیر از وی آمده است: پای حسرت بگل و دست ندامت بر سر سرو آزاد هم اینجا ز گرفتاران است. و نیز گوید: بر دلم سبزهٔ خط تو گران می آید این بهاریست کز آن بوی خزان می آید آتشم گر بزبان شعله زند باکی نیست هرچه در دل بود آخر بزبان می آید. این رباعی نیز از اوست: ای حوصلهٔ دهر ز غوغای تو تنگ وی عرصهٔ کون از تمنای تو تنگ جا کرده به این شکوه در خاطر ما نه خاطر ما فراخ و نه جای تو تنگ. و همچنین گوید: من در گرانمایهٔ این نه صدفم من مادر دهر را گرامی خلفم برتر ز ملک بقدر و عز و شرفم یعنی سگ آستان شاه نجفم. رجوع به مجمع الخواص ص ۱۸۷ و ۱۸۸، تذکرهٔ نصرآبادی ص ۴۹ و ۵۰، نتایج الافکار ص ۵۱۱ و الذریعه ذیل «دیوان خواجه غیث نقش بند» شود.

کلمات هم‌قافیه با «غیاث نقشبند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید