معنی غژیده
7 بازدید
[ غَ دَ / دِ ] (ن مف) از غژیدن. برهم نشسته و به هم چسبیده. (برهان قاطع). رجوع به غژیدن شود. || خزیده. رجوع به غژیدن شود. || نشسته به راه رفته. (برهان قاطع). نشسته به راه رفته، مانند طفلان و مردمان شل. رجوع به غژیدن شود.
کلمات همقافیه با «غژیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر