معنی واژه غویه
5 بازدید
[ یَ / یِ ] (اِ) چوبی که با آن روغن میکشند. چوب روغن کشی. (از فرهنگ شعوری ج ۲ ورق ۱۹۲ الف) (اشتینگاس). شیرزنه. چوب شیرزنه. (ناظم الاطباء). با غن و غنگ مقایسه شود. || لولهٔ خمیده که بدان مایعی را از ظرفی به ظرف دیگر ریزند و به فرانسه سیفون گویند. || درنا. کلنگ (مرغ). (ناظم الاطباء).[ غَ وی یَ ] (اِخ) از اعلام است. (منتهی الارب) (تاج العروس).