معنی غویله

معنی واژه غویله

4 بازدید
[ غُ وِ لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان باوی بلوک شاخه و بند بخش مرکزی شهرستان اهواز که در ۳۶هزارگزی خاوری اهواز و ۷هزارگزی جنوب فرعی رامهرمز به اهواز واقع است. دشت و گرمسیر است. سکنهٔ آن ۲۸۰ تن است که به فارسی و عربی تکلم می کنند. آب آن از رودخانهٔ کوپال است. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه آن در تابستان اتومبیل رو است. ساکنان آن از طایفهٔ کعبی شادگان اند و به قشلاق میروند. این آبادی امامزاده ای به نام سیدطعمه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ غُ وِ لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان میربچه رامهرمز شهرستان اهواز که در ۸هزارگزی باختری رامهرمز و ۸هزارگزی جنوب شوسهٔ رامهرمز به هفتگل واقع است. دشت و گرمسیر است. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن است که فارسی زبانند. آب آن از چشمهٔ غویله تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه آن در تابستان اتومبیل رو است. ساکنان آن از طایفهٔ آل ابوخمیس اند. این آبادی از محلهای بند شیخ منصور، بند محسن و بند عبداللََّه تشکیل شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید