معنی واژه غولیدن
5 بازدید
[ دَ ] (مص) گریزانیدن. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس). فراری دادن. شکست دادن. || تحریک به جنگ. (اشتینگاس). برآغالانیدن بر جنگ. (ناظم الاطباء). || تحریک کردن. کسی را به کاری واداشتن. (شعوری ج ۲ ورق ۱۹۰ ب). || سرزنش کردن. گله کردن. فحش و ناسزا گفتن. (اشتینگاس). || رفع تشنگی کردن. (اشتینگاس) (ناظم الاطباء).