معنی غوطهخوار
6 بازدید
[ طَ / طِ خوا / خا ] (نف مرکب) آنکه در آب غوطه خورد. فرورونده در آب. غوته خوار. غوطه خور. غوطه ور. سر به آب فروبرنده. رجوع به غوطه و غوته شود: نگشتی به قلزم اگر غوطه خوار نبودی به طوفان بدین اشتهار. ملاطغرا (در مدح ذوالفقارخان از بهار عجم و آنندراج).
کلمات همقافیه با «غوطهخوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر