معنی غورگاه
6 بازدید
[ غَ / غُو ] (اِ مرکب) جای فرورفتن آب. محل غور. رجوع به غور شود. || جای فرورفتن. جای نهان شدن. منزل و جایگاه : ریشی نه که غورگاه غم نیست خاریدهٔ ناخن ستم نیست.نظامی.
کلمات همقافیه با «غورگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر