معنی غوره افشردن
7 بازدید
[ رَ / رِ اَ شُ دَ ] (مص مرکب) کنایه از گریان ساختن. (برهان قاطع) (بهار عجم). غوره فشردن : آب چون آتشم فرست که باد بر سرم خاک غم همی بارد آب انگور کو که سعی کند تا غمم غوره در نیفشارد.انوری. || کنایه از گریه کردن. (انجمن آرا). غوره فشاردن. || شماتت کردن. || غالب شدن. (برهان قاطع) (بهار عجم). غالب آمدن و شدن. (مجموعهٔ مترادفات ص ۲۵۴). || رشک فرمودن. (برهان قاطع).
کلمات همقافیه با «غوره افشردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر