معنی غورجکی
7 بازدید
[ رَ ] (ص نسبی) منسوب به غورجک. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۱۸۱). رجوع به غورجک شود.[ رَ ] (اِخ) خشنام بن ابی المغوار غورجکی، مکنی به ابومنصور. از ابن عیینه و دیگران روایت کند، و اسحاق بن اسماعیل بن وضاح بن راشد مروزی و دیگران از او روایت دارند. وی زاهد بود. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۱۸۲).
کلمات همقافیه با «غورجکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر