معنی غواشی
9 بازدید
[ غَ ] (ع ص، اِ) غَواشٍ. جِ غاشیة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (المنجد). رجوع به غاشیة شود. || در شعر زیر از گلستان سعدی بمعنی زین پوشها آمده : ان لم اکن راکب المواشی اسعی لکم حامل الغواشی. سعدی (کلیات چ محمدعلی فروغی چ تهران ۱۳۱۶ ص ۵۶). || در (قرآن ۷/۴۱) آمده: {/B«لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهََادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَوََاشٍ ...»،۱-۸۷:۴۱/} معنی آیه در تفسیر کشف الاسرار چنین است: ایشان را از دوزخ تابوتهای آتشین است بجای بستر، و از بالای ایشان طبقها از آتش، اطباق من نار اطبقت علیهم فلایدخل علیهم فیها روح و لایخرج منهم نفس. الغواشی اللباس المجلل مثل اللحاف و منه غاشیة السرج، و غشی المریض، و الغشاوة التی تکون علی الولد، و نظیر الآیة قوله: {/Bیَوْمَ یَغْشََاهُمُ اَلْعَذََابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ . ۱-۹۲۹:۵۵/}(قرآن ۲۹/۵۵). و قوله: {/Bلَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ اَلنََّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ . ۱-۱۰۳۹:۱۶/}(قرآن ۳۹/۱۶) (تفسیر کشف الاسرار ج ۳ ص ۵۹۴ و ۶۰۵). در تفسیر ابوالفتوح رازی، غواشی بمعنی پوششها و سایه هایی از آتش ترجمه و تفسیر شده است، و صاحب منتهی الارب آن را بیهوشی تفسیر کرده، گوید: و من فوقهم غواش؛ ای اغماء.
کلمات همقافیه با «غواشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر