معنی غنچهخواب
5 بازدید
[ غُ چَ / چِ خوا / خا ] (نف مرکب) بمعنی غنچه خسپ. (بهار عجم) (آنندراج). رجوع به غنچه خسپ شود: در آن گلزار غنچه خواب خونریز همه بالین و بستر خواب و خونریز. حکیم زلالی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «غنچهخواب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر