معنی غنچهخاطر
6 بازدید
[ غُ چَ / چِ طِ ] (ص مرکب) تنگدل و منقبض. (بهار عجم) (آنندراج). مغموم. حزین. دلتنگ. ملول. (ناظم الاطباء): غیر اگر نشکفد از شعر تر من سنجر غنچه خاطر نشوم کآن گل باغ حسد است. سنجر کاشی (از بهار عجم) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «غنچهخاطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر