معنی غنمان
5 بازدید
[ غُ ] (ع مص) بمعنی غَنم و غُنم در حالت مصدری است. (از منتهی الارب). رسیدن به غنیمت و فَی ء . (از اقرب الموارد).[ غَ نَ ] (ع اِ) دو گلهٔ گوسپند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به غَنَم شود.
کلمات همقافیه با «غنمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر