معنی غنتم
6 بازدید
[ غُ تُ ] (اِخ) ابن ثوابهٔ طائی. او محدث بود. عبداللََّه بن ابی سعد وراق از وی روایت کند. (از منتهی الارب) (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «غنتم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر