معنی واژه غم بردن
3 بازدید
[ غَ بُ دَ ] (مص مرکب) غم خوردن. غمناک شدن : مبر گفت غم کآن کنم کت هواست بهر روی فرمان و رایت رواست. اسدی (گرشاسب نامه). نظر گویند سعدی با که داری که غم با یار بردن غم نباشد. سعدی (طیبات).