معنی غمیم

معنی غمیم

6 بازدید
[ غَ ] (ع اِ) ماست. (مهذب الاسماء). شیر جوشاندهٔ سطبرشده و ماست. (منتهی الارب) (آنندراج). شیری که بجوشانند تا غلیظ شود. (از اقرب الموارد). || گیاه سبز زیر گیاه خشک رسته، و علف تر زیر خشک مانده. (منتهی الارب) (آنندراج). غَمیس. (اقرب الموارد).
[ غَ ] (اِخ) (کراع الـ ...) نام جایی است میان مکه و مدینه. (از معجم البلدان). رجوع به کراع الغمیم شود.
[ غَ ] (اِخ) جایی است در نزدیکی مدینه میان رابغ و جحفة. کثیر گوید: قم تأمل فأنت ابصر منی هل تری بالغمیم من اجمال؟ قاضیات لبانة من مناخ و طواف و موقف بالخیال فسقی اللََّه منتوی ام عمرو حیث امت به صدور الرحال! رجوع به معجم البلدان شود.
[ غُ مَ ] (اِخ) رودباری است به دیار حنظله. (منتهی الارب). وادیی است در دیار حنظله از بنی تمیم، شبیب بن برصاء گوید: الم تر أن الحی فرق بینهم نوی بین صحراء الغمیم لجوج نوی شطبتهم عن هوانا و هیجت لنا طرباً ان الخطوب تهیج فأصبح مسروراً ببینک معجب و باک له عندالدیار نشیج. (از معجم البلدان).
[ غُ مَ یْ یِ ] (اِخ) آبی است مر بنی سعد را. (منتهی الارب). جریر گوید: یا صاحبی هل الصباح منیر ام هل للوم عواذ لی تفتیر؟ انا نکلف بالغمیم حاجة نهیا حمامة دونها و جفیر لیت الزمان لنا یعود بیسره ان الیسیر بذالزمان عسیر.(از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «غمیم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید