معنی غمقة
6 بازدید
[ غَ قَ ] (ع اِ) بیماریی است که بر پشت پیدا میگردد. (منتهی الارب) (آنندراج). دردی که در کمر پیدا شود. داء یأخذ فی الصلب. (اقرب الموارد).[ غَ مِ قَ ] (ع ص) زمین نمناک و گران. یا زمین نزدیک آب. لیلة غمقة کذلک. (منتهی الارب) (آنندراج). || قریة غمقة؛ دهی بسیارآب. (مهذب الاسماء). || لیلة غمقة؛ شب نمناک. شبی که باد در آن نوزد و نم آن بسیار باشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غمقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر