معنی غمزدای
5 بازدید
[ غَ زِ / زُ ] (نف مرکب) زدایندهٔ غم. غمزدا. رجوع به غمزدا شود: پاینده باد میر بشادی و فرخی بر کف گرفته بادهٔ رنگین غمزدای.فرخی. طبع حسان مصطفایی کو تا ثناهای غمزدای آرد.انوری. || (اِ مرکب) نام روز هشتم است از ماههای ملکی. (برهان قاطع). غمگسار. (ناظم الاطباء). رجوع به غمگسار شود.
کلمات همقافیه با «غمزدای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر