معنی غمزدا
6 بازدید
[ غَ زِ / زُ ] (نف مرکب) غمزدای. زدایندهٔ غم. آنکه یا آنچه غم را ببرد. تسلیت دهنده : درّ بار و مشک ریز و نوش طبع و زهرفعل جانفروز و دلگشا و غمزدا و لهوتن. منوچهری. غم دین زداید غم دنیی از تو که بهتر ز غم غم زدایی نیابی.خاقانی. یاد تو روح پرور و لطف تو دلفریب نام تو غمزدا و کلام تو دلربا.سعدی. رجوع به غمزدای شود.
کلمات همقافیه با «غمزدا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر