معنی واژه غلوله
4 بازدید
[ غُ لو لَ / لِ ] (اِ) به معنی گلوله است چه در فارسی غین و گاف به هم تبدیل مییابند. (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرا). عجاجیر؛ غلولهٔ خمیر، و آنکه بخورد آن را. (منتهی الارب). رجوع به گلوله شود: و اندر خایهٔ او غلوله های سخت پدید آمده بود چون بادریسه. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). سبل از روی دیده برگیرد به غلوله که چشم نآزارد.شرف الدین پنجدهی. || به معنی جوش و هجوم نوشته اند مگر در کتاب معتبر به نظر نیامده. (غیاث اللغات).