معنی واژه غلوة
4 بازدید
[ غَ لْ وَ ] (ع مص) یکبار دور انداختن تیر را به نهایت قدرت یا به نهایت بلند کردن دست را در انداختن تیر. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). اسم مرت از غَلْوْ. (اقرب الموارد). || (اِ) یک تیر پرتاب مسافت. ج، غَلَوات، غِلاء. (منتهی الارب). منه المثل: جری المذکیات غلاء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). غایت، و آن انداختن تیر است به دورترین جایی که میتوان انداخت، و مقدارش ۲۰۰ تا ۴۰۰ ذراع است. (از اقرب الموارد). تیر پرتاب، و آن بیست و پنج یک فرسخ تام است. || نشانه. (منتهی الارب).