معنی غلوان
5 بازدید
[ غُ لْ ] (ع اِ) اول جوانی و سرعت آن. کذا غلوان الامر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). غُلَواء. غُلْواء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غلوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر