معنی غلهکوفتن
7 بازدید
[ غَ لْ لَ / لِ تَ ] (مص مرکب) کوفتن غله. گندم و جو و ارزن و جز آن را کوبیدن. رجوع به غله شود: بکار دهقانی مشغول می بودم. روزی به غله کوفتن مشغول شده بودم... (انیس الطالبین ص ۱۰۳).
کلمات همقافیه با «غلهکوفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر