معنی غلبک
5 بازدید
[ غُ بُ ] (اِخ) ابن عبداللََّه ترکی بدری ظاهری خزنداری. از نجیب و دیگران حدیث شنید و عزبن جماعه و پسر او و گروهی از شیوخ از وی سماع حدیث کردند. وی به سال ۷۴۱ هـ . ق. درگذشت. (از الدرر الکامنة فی اعیان المائة الثامنة ج ۳ ص ۲۱۸).[ غُ بُ ] (اِخ) ابن عبداللََّه جاشنکیر. وی به منصب حجوبیت حلب رسید، و از مخالفان سرسخت تباهکاران بود. به سال هفتصد و شصت و اند درگذشت. (از الدرر الکامنة فی اعیان المائة الثامنة ج ۳ ص ۲۱۸).
کلمات همقافیه با «غلبک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بک» برای سرودن شعر