معنی غلبون
10 بازدید
[ غَ ] (اِخ) نام جد محمدبن احمدبن غلبون مصری است. وی مکنی به ابوالطیب بود. از ابوبکر محمدبن نضر سامری حدیث شنید، و ابوالفضل محمدبن جعفر خزاعی و حمزةبن یوسف سهمی از او روایت دارند. (از انساب سمعانی ورق ۴۱۰ ب) (اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۱۷۷).[ غَ ] (اِخ) ابن حسن بن غلبون، مکنی به ابوعقال. او متصوف و عالم به حدیث و ادب بود. شعر نیز میسرود. وی از اهل قیروان است. به مشرق رفت و در مکه استقرار یافت و از ملازمین حرم گردید و اخبار وی بسیار است. او به سال ۲۹۱هـ . ق. MMM۹۰۴ م. درگذشت. (از اعلام زرکلی ج ۲ ص ۷۶۰).
کلمات همقافیه با «غلبون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر