معنی غقاق
5 بازدید
[ غَ قْ قا ] (ع ص) صیغهٔ مبالغه از غَقّ. قیر جوشنده که آواز آن شنیده شود. || چرغ بانگ کننده. رجوع به غَقّ شود. || (ص) به معنی غَقوق است. (منتهی الارب). در قطر المحیط به این معنی غقاقة آمده است. رجوع به غقوق شود.
کلمات همقافیه با «غقاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر